یکم: از قرار معلوم شکوای ما به سمع حسین میرزای صفار رسیده، مشارالیه از کرده خود بابت تماشادادن افلام ضالّه، به غایت نادم بوده، در هر روز به قاعده سیصد مرتبه به صیغهی کامله استغفار مینماید و در حالتی بین خوف و رجاء سر میکند؛ غفر الله له.
دویم: ممدحسینخان لطیفالدولة که از وی اثر اغراقآمیز « صاحبدلان » در خواطر مانده و بیرون شدنی نیست فیلم وزین و حربی « روز سیم » را بر حجاب نقرهای تماشاخانهها نشانده است؛ عزم کردهایم در رجعت به اصفاهان، ابوی معمّر هشتاد سالهمان را به روی یک فقره محمل، مسمی به « ویلجر » نشانده بعد از یک عمر برای تماشای این فیلم به صالون تماشاخانه حمل نماییم؛ اگر با دیدن آن تاریکخانه، که از شکم ماهی در قعر بحار هم تاریکتر است صدایش به فحش دادن ما برنیاید انشاء الله.
سیم: عزت میرزای انتظام الدولة مشتهر به « آقای بازیگر » هشتاد و سه ساله گردید بحمدالله. خبر رسید مشارالیه از این میرزای سی ساله، جوانتر و نشیطتر بوده، به قاعده اطفالِ صبی پشتک و بارو میزند.
چهارم: قرار است موزعین افلام سینماتوغرافی قاچاق که واسطه یک لوح مدور مسمی به صی دی، افلام در حال اکران را حوالی توپخانه و انقلاب و سایر امکنه در معرض بیع قرار میدهند و پرودوسرها را به خاک سیاه مینشانند را به چارمیخ کشیده سر و ته آویزان بنمایند تا منبعد کسی جرأت ننماید از این افعال قبیحه مرتکب شود. دستشان درد نکند. سر و ته کنندگان را می گویم.
پنجم: آسید روحالله حجازی از طلاب علوم دینیه اصفاهان و ایضاً رژیسور سینما و تلفزیون و از رفقا و غیرذلک که اثرش مسمی به « ماه جبین » در بلاد بلاروس صله گرفته بود اولین فیلم طویل سینماتوغرافیاش مسمی به « در خلال سُحُب » ( /سابقاً: « در میان ابرها ») را در بلاد عُبّادان ( /سابقاً آبادان) به جلوی ماشین سینماتوغراف خواهد برد ان شاء الله. خداوند قوتاش دهد. از خصایص این جوان نحیف آن است که به طرز خارق عادتی قوهی جسم دارد و خسته نمیشود. جل خالقُه! سابقاً که در شمال مملکت و در قریه « انل »، همانجا که مجیدخان مجدالدولةی رژیسور، فیلم مخلّد « صبغة الله » (/سابقاً: رنگ خدا) را دایرکتوری کرده است با روحالله خان مشغول پروداکشن فیلم « نیایش باران » بودیم؛ بسا شبانگاهی که ساعت، سه از دسته گذشته و این چوب کبریت، هنوز مشغول کات و اکشن دادن بود؛ غافل از آن که تیم فوتو - منجمله این میرزا - چاردست و پا در هوا خوابمان برده است.