من کم اتفاق می‌افتد طنزنوشته‌ای اعجابم را برانگیزد. اما این پست وبلاگ سعید ترشیزی حقاً در شگفتم کرد که یک پسرک تین‌ایجر سربازی نرفته، ذهنش چه‌گونه می‌تواند این همه خلجان کند و آسمان را به معنای واقعی به ریسمان ببافد و آدم این‌کاره و اهل بخیه را هم روده‌بر کند. خدا قوتش داده، پیرش کرده، درد و بلایش را بر سر طنزنویسان به‌اصطلاح اصولگرایی که در خلسه ارگاسم شهوت شهرت، با فحش می‌زیند، با ناسزا می‌میرند، عِرض اصولگرایی می‌برند، زحمت ما می‌دارند و هیزم‌کشان راست قامت جاودانه جهنم‌اند - اعنی حشمت الله طبرزدی‌‌های حوزه‌ی اصولگرایی - نازل کند ان‌شاءالله.